دلم میسوزد برای این واژه ها
همین هایی که رهایشان میکنم در این فضای بی وزنی
دلم برای تک تک این واژه ها میسوزد
چون هرگز به مخاطب اصلی شان نمی رسند
چون همیشه سردرگم اند
گاهی بغض میشوند و در گلو گیر میکنند
گاهی اشک می شوند و قطره قطره سرازیر میشوند
گاهی میشوند سیاهه و برگی سفیدی را رگ به رگ زخم میکنند
گاهی میمانند توی قلب و میشوند درد
گاهی هم اگر خیلی خوش اقبال باشند
کسی مینشیند و میخواندشان
ولی
هیچ گاه به مقصد اصلی خود نمی رسند ...
آه از این نرسیدن های طولانی ... آه
خودم که هیچ ... دیگر واژه هایم هم به تو نخواهند رسید ...
بسه هرچی کشیدم و هیچی نگفتم......
ما را در سایت بسه هرچی کشیدم و هیچی نگفتم... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90